شهر آبی قصه

ترنج قالی در فرهنگسرای ملل

برچسب‌ها: ترنج قالی, داستان
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم آذر ۱۳۹۵ ساعت توسط فریبا حاج دایی  | 
من سردم است و می­دانم
که از تمامی اوهام سرخ یک شقایق وحشی
به جز چند قطره خون
چیزی به جا نخواهد ماند.
  • خانه
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
نوشته‌های پیشین
  • دی ۱۳۹۹
  • مهر ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۶
  • فروردین ۱۳۹۶
  • بهمن ۱۳۹۵
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آرشيو
آرشیو موضوعی
  • با شیرینی وارد می شویم
  • تهران گردی ها
  • ترجمه
  • چهره
  • فاتحه ای برای پاپ
  • ترنج قالی
  • داستان
  • یادداشت
  • داستان و نقد داستان
  • گزارش
پیوندها
  • ترنج قالی
  • داستان های خواندنی
  • مارال
  • از این ولایت
  • تجاوز ممنوع
  • حاج دایی نوشته ها
  • شالیزه، مژده الفت
  • ناگهان های بی سببی
  • با شیرینی وارد می شویم
  • عطر شمشاد، فریده چوبچیان
  • محمد امین مروتی
  • قلمه/ردشیرمحمدی
  • کرمانشاهیان
  • فرهاد کریمی
  • نعمت نعمتی
  • محسن فرجی
  • وحید حسینی
  • یاسر نوروزی
  • هزارتو/ مسعود مهدوی
  • جستاری در ادبیات/ رضا شبانکاره
  • خلیل رشنوی
  • کوروش سلیمانی
  • یادداشت های سینمایی من
  • شراب تلخ/محمود شاه محمدی
  • وب نوشته های علی الله سلیمی
  • فیروزه عسگری - روزنه
  • نسرین ارتجایی
  • عکس های حسین محمدی
  • آریا ادیب
BLOGFA.COM