پشمالوی اخمالو

 

تا حالا همچین پشمالوی اخمالویی دیده بودین؟

خانمچه و نوبل ادبیات

نوبل ادبیات که اعلام شد من مثل هر سال به تک و جم افتادم و سعی کردم چیزکی برای دل خودم و دیگرانی که مثل خودم هستند فراهم کنم و روی اینترنت بگذارم. از قضای روزگار پیرارسال و سال قبل­تر از آن قرعه­ی مطلب من به نام سایتی افتاده بود که پنج شش سالی بود با آن همکاری می­کردم. جنب و جوش امسالم  که تمام شد تلخی توی وجودم حس کردم که نمی­دانستم از کجاست. خوب که ردیابی کردم دیدم از پارسال همین موقع­هاست که خانم­چه­ای زنگ زده بود و می­خواست مطلبی را که یادم نیست نوشته و یا ترجمانده بود الا و بالله و فی­الفور روی سایتی بگذاریم که ...

ادامه نوشته

مو یان نویسنده چینی برنده نوبل ادبیات

سبدی از سخنان مو یان، برنده نوبل ادبیات امسال، ترجمه بنده را اینجا بخوانید.

ادامه نوشته

اندر حکایت اعتماد به دوست و بانی/ هوشنگ گلشیری

در کاشان شتر قربانی می­کنند، در چند محله. در هرکدام هم یکی بانی می­شود که این کار از اجدادش به او ارث رسیده است. دست گردان شتری می­خرد، چند ماهی به او نواله می­دهد تا گوشتی بشود، بعد که خوب با او اخت شد آذینش می­کند با گل و گیاه، آینه­ای هم می­گذارد روی پیشانیش. چشم­هایش را هم سرمه می­کشد و با نقاره و طبل دورش می­گرداند و از هر سر خانه نیازی می­گیرد تا روز عید که همه می­آیند به میدان محله و نحرش می­کنند و گوشتش را تکه­تکه می­برند. موقع نحر تا صدایش را نشنوند طبل می­کوبند. مواظب هم هستند تا کسی از محلات رقیب شتر را کاردی نکند. بانی فقط می­تواند افسار شتر را به دست بگیرد، چون آشناست وگرنه نمی­شود، شتر تنها حیوانی است که از جلو می­تواند لگد بزند. وقتی قصاب می­آید تا کارد تیزش را زیر گلوی شتر فرو کند، شتر به بانی نگاه می­کند و گریه می­کند، با آن دو چشم سرمه کشیده و آن آینه­ی میان پیشانی نگاه می­کند و گریه می­کند. اول دو دستش خم می­شود و بعد پاهایش با دو چشم باز و اشک بسته رو به بانی. سرش و گردنش را می­گذارد روی حوضچه­ی خون خودش و نگاه می­کند با دو چشم سرمه کشیده.

دعوت به خواندن اصول شکسته نویسی اثر علی صلح جو/فریبا حاج دایی

«کتاب­خوانی را با کتیبه­خوانی یکی نگیریم» این حرف اصلیِ علی صلح­جو در کتابی است که به تازگی از سوی نشر مرکز به بازار عرضه شده است. به جرأت می­توان ادعا کرد که خواندن این کتاب برای هر نویسنده، مترجم و یا هر خواننده­ی حرفه­ای از اوجب واجبات است، تا شاید کمی از هرج­ومرجِ بازار شکسته­نویسی کم شده و بندی بر این چینی ترک خورده زده شود. «اصول شکسته­نویسی» که عنوان دیگر آن«راهنمای شکستن واژ­ه­ها در گفت­وگوهای داستان» است،...

ادامه نوشته